پروفایل اشتراکی niksalehi

شیپور تراکتور خرید و فروش اینترنتی کالای نو و دست دوم درون فروشگاه ... | ساخت کاردستی سطل کاغذ باطله + تصاویر - کاردستی | به جای هله هوله درون کیف بچه ها ، این نان خوشمزه را درست ... | عکس:«مرضیـه دباغ»زن محافظ شخصی امام بستری شد - اخبار | دعا به منظور جلب مـهر و محبت همسر! - دین و اندیشـه | لباس عروس های دیدنی درون عروسی های سنتی دنیـا +عکس(۱) | عوارض ترک اعتياد درون منزل - اعتیـاد | طرز تهیـه شیرینی کشمشی، شیرینی پرخاطره ایرانی ها | اتاق خبر 24 | روش آسان به منظور برش فیلم با برنامـه vlcplayer |

شیپور تراکتور

خرید و فروش اینترنتی کالای نو و دست دوم درون فروشگاه ...

استفاده از سایت مشروط بر قبول توافقنامـه کاربری و حفظ حریم شخصی مـی باشد.
تمام حقوق مادی و معنوی این مجموعه متعلق بـه شرکت توسعه فناوری اطلاعات سیستم های تجارت ویرا سام با مسئولیت محدود تحت شماره 339393 است.

. شیپور تراکتور . شیپور تراکتور : شیپور تراکتور ، شیپور تراکتور




[خرید و فروش اینترنتی کالای نو و دست دوم درون فروشگاه ... شیپور تراکتور]

نویسنده و منبع |



ساخت کاردستی سطل زباله

ساخت کاردستی سطل کاغذ باطله + تصاویر - کاردستی

لوازم مورد نیـاز

بطری مواد سفید کننده خالی

پارچه

سوزن و نخ

دکمـه یـا اشیـای تزیینی

شیوه ساخت

بطری های مواد سفید کننده از نظر حجم فضای بزرگ تری دارند و برای ساخت سطل زباله مناسب تر خواهند
بود.
ابتدا بطری را کاملا شسته و برای چند ساعت درون فضای باز قرار دهید که تا هم بوی آن از بین
برود و هم به منظور کار کاملا خشک باشند.
سپس از قسمت دهانـه ی بطری ۱۰ سانت پایین تر را با ماژیک علامت گذاری کنید و با تیغ موکت
بری آن را جدا کنید.

حال کافی هست با مقداری پارچه اطراف بطری را بپوشانید و با چسب گرم آن را محکم روی بدنـه بچسبانید
و لبه های پارچه را بـه طرف داخل بطری برگردانید و به وسیله سوزن و کاموای نازک لبه ها را
مـهار کنید.
حتی مـی توانید روی هر دوخت را یک دکمـه درشت نیز بدوزید یـا بچسبانید.
پس از آن با استفاده از قدرت خلاقیتتان به منظور تزیین روی بدنـه سطل تان از پارچه های مختلف، ساخت کاردستی سطل زباله دکمـه، منجوق
یـا هر وسیله تزیینی دیگر استفاده کنید که تا ظاهر سطل زیباتر شود.
این سطل زیبا را درون کنار رایـانـه شخصیتان جاساز کنید و کاغذ های باطله را درون آن بریزید.
با این کار هم بـه تمـیزی اتاقتان کمک مـی کنید هم کاغذ های باطله را درون نایلون مخصوص قرار مـی
دهید و به مسئولین بازیـافت محله خود تحویل مـی دهید.
امـیدواریم از تمـیزی اتاقتان با کاردستی زیبایتان لذت ببرید.

برای محکم تر شدن و زیبا تر شدن کار مقداری پارچه بـه اندازه ی قسمت کف و زیر بطری برش
بزنید.
لبه ای پارچه را زیر برگردانید و با چسب، دایره برش زده را بـه زیر بطری روی لبه های تا
زده بچسبانید.

منبع : ساخت کاردستی سطل زباله نوجوانـها

. ساخت کاردستی سطل زباله . ساخت کاردستی سطل زباله




[ساخت کاردستی سطل کاغذ باطله + تصاویر - کاردستی ساخت کاردستی سطل زباله]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Mon, 09 Jul 2018 21:30:00 +0000



مدل مانتو هوله ای

به جای هله هوله درون کیف بچه ها ، این نان خوشمزه را درست ...

به جای اینکه هله هوله درون کیف بچه ها پر کنید و آنـها را بـه مدرسه بفرستید، مدل مانتو هوله ای و یـا با
ساندویچ های آماده با معده این بیگناهان بازی کنید، خودتان کمـی حوصله بـه خرج دهید و این نان بروتچن عسلی
ها را درست کنید و در کیفشان بگذارید.

مواد لازم:

۲ /۱ و ۲ پیمانـه آب گرم ۴ /۱ پیمانـه روغن مایع ۲ /۱ پیمانـه عسل ۲ /۱
و ۳ پیمانـه آرد سفید ۲ ق س پودر کاکائو ۲ ق س پودر مایـه‌ خمـیر ۲ که تا ۳
پیمانـه آرد نان سنگک ۱ ق چ نمک ۳ ق س بادام خرد شده

روش تهیـه:

۱٫
ابتدا آب گرم، روغن مایع و عسل را با همزن برقی خوب بزنید که تا مواد با هم مخلوط شوند.
از مخلوط‌کن هم مـی‌توانید استفاده کنید، سپس آرد سفید را کم‌کم اضافه کرده و به هم زدن ادامـه دهید.

۲٫
در این زمان پودر کاکائو، پودر مایـه‌خمـیر و نمک را اضافه کرده و به هم زدن ادامـه دهید که تا مواد
با هم مخلوط شوند.
حالا خمـیر را بـه مدت ۱۰ دقیقه استراحت بدهید.

۳٫
در این مرحله آرد نان سنگک را بیفزایید؛ البته هر بار یک پیمانـه اضافه کرده، مخلوط ‌کنید که تا خمـیر نان
حاصل شود.
آرد نان سنگک را که تا حدی بریزید کـه خمـیر یکدستی حاصل شود و بیشتر ریخته نشود چون نان سفت مـی‌شود.
ظرف حاوی خمـیر را با کیسه نایلونی کـه از قبل کمـی چرب کرده‌اید بپوشانید.
حدود ۳۰ که تا ۶۰ دقیقه بـه خمـیر استراحت بدهید که تا حجمش دوبرابر شود.

]]>
همچنین بخوانید :  طرز تهیـه نان دورنگ

۴٫
بعد از زمان ذکرشده خمـیر را بـه دو قسمت تقسیم کنید.
هر کدام از خمـیرها را با کیسه نایلون چرب شده بپوشانید و ۵ دقیقه بـه هر کدام استراحت دهید.
سپس آنـها را داخل قالب نان کـه از قبل چرب کرده‌اید قرار دهید.
مقداری بادام خرد شده هم روی آنـها بریزید.
در این مرحله هم حتما حدود ۳۰ که تا ۶۰ دقیقه بـه خمـیرها استراحت دهید که تا حجمش دوبرابر شود.

۵٫
حدود ۱۰ دقیقه قبل از اینکه زمان استراحت نان‌ها تمام شود، فر را با دمای ۱۸۰ درجه سانتی‌گراد روشن کنید
تا گرم شود.
نان‌ها را بـه مدت ۴۰-۳۰ دقیقه داخل فر قرار دهید که تا بپزد.

آشپزی مثبت

. مدل مانتو هوله ای . مدل مانتو هوله ای : مدل مانتو هوله ای




[به جای هله هوله درون کیف بچه ها ، این نان خوشمزه را درست ... مدل مانتو هوله ای]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Sun, 08 Jul 2018 18:25:00 +0000



خاطره یک جمله ای از مرضیه حدید چی یا دباغ

عکس:«مرضیـه دباغ»زن محافظ شخصی امام بستری شد - اخبار

وی بعد از انقلاب اسلامـی یکی از مؤسسان سپاه پاسداران انقلاب اسلامـی بود و به عنوان اولین فرمانده سپاه منطقه
غرب کشور مسئولیت سپاه همدان را برعهده گرفت.
دانا: خاطره یک جمله ای از مرضیه حدید چی یا دباغ مرضیـه حدید‌چی (دباغ) اولین فرمانده سپاه منطقه غرب کشور درون بیمارستان خاتم‌الانبیـا‌ء بستری شد.
مرضیـه حدید‌چی ‌(دباغ) از زنان مبارز دوران ستم‌شاهی و اولین فرمانده سپاه منطقه غرب کشور از ۲ روز گذشته
به دلیل عارضه فشار خون درون بیمارستان خاتم‌الانبیـا‌ء تهران بستری است.
به گفته فرزند ش، خاطره یک جمله ای از مرضیه حدید چی یا دباغ حال وی اکنون رو بـه بهبودی هست اما حتما تحت نظر پزشکان باشد.
مرضیـه حدیدچی، کـه فعالیت‌های سیـاسی خود را تقریبا از سال ۱۳۴۶ با پخش و توزیع اعلامـیه آغاز کرده بود، ‌در
سال ۱۳۵۳ توسط ساواک دستگیر و به همراه نوجوانش رضوانـه بـه زندان افتاد و شدیدترین شکنجه‌ها را متحمل
شد.
وی بعد از انقلاب اسلامـی یکی از مؤسسان سپاه پاسداران انقلاب اسلامـی بود و به عنوان اولین فرمانده سپاه
منطقه غرب کشور مسئولیت سپاه همدان را برعهده گرفت.
مسئولیت بسیج ان کل کشور، نمایندگی مجلس شورای اسلامـی درون سه دوره‌، فرماندهی سپاه همدان، استاد دانشگاه علم و
صنعت، استاد مدرسه شـهید عالی مطهری، قائم مقام جمعیت زنان جمـهوری اسلامـی از جمله مسئولیت‌ها و سوابق اجرایی دباغ
است.
دباغ درون دی ماه سال ۱۳۶۷ بـه عنوان عضوی از نمایندگان اعزامـی امام خمـینی(‌ره‌) به منظور ابلاغ پیـام ایشان بـه گورباچف
انتخاب شد…………………………………………………
زنی کـه محافظ شخصی امام بود امام فرموده بودند کـه هیچ یک از ان همراه ایشان نباشند فقط طاهره
را بگویید بیـاید، شاید بچه ‌هایش درون فرودگاه منتظرش باشند.
باشگاه خبرنگاران:خبرنگاران همـه جمع شده بودند که تا نظر امام را جویـا شوند.
امام هم بـه کوچه تشریف آوردند و خبرنگاران هم دور امام را احاطه د ناگهان دیدم خبرنگاری پشت‌سر امام پشت‌
نرده‌ها از چوبی بالا رفته، به منظور امام احساس خطر کردم بـه سمت نرده رفتم سوزن‌های ته‌گرد کـه زیر انگشتانش نـهادند،
چشمانش بسته بود، جایی را نمـی‌دید، دستانش را بـه دیوار کوبیدند درد استخوانـهایش را سوزاند اماازباز
نکرد.
همـه کم و بیش مـی‌شناسیمش؛‌ از فعالان مبارزه مسلحانـه ضد حکومت پهلوی است.
از بنیـان‌گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامـی.
عناوینی چون: «فرماندهی سپاه همدان، ریـاست زندان‌های زنان تهران، اولین فرمانده سپاه غرب کشور بعد از انقلاب، یکی از
سه نماینده‌ای کـه در سال ۶۷ پیـام تاریخی امام (ره) را بـه گورباچف رساند، سه دوره نمایندگی مردم تهران و
همدان درون مجلس شورای اسلامـی، مسئول بسیج ان کل کشور، استاد مدرسه عالی شـهید مطهری، دارنده نشان درجه ۳ ایثار،
مدرس واحد معارف اسلامـی دانشگاه علم و صنعت و قائم مقام دبیرکل جمعیت زنان جمـهوری اسلامـی» رانیز درون کارنامـه
خود دارد.
خواندن گفت و گوی ما با ایشان خالی از لطف نیست.
نام و نام خانوادگی؟ مرضیـه حدید چی مشـهور بـه دباغ، طاهره، زینب احمدی نیلی * تاریخ تولد؟
خرداد ۱۳۱۸ همدان * شغل پدر؟ پدرم کتابفروش و استاد اخلاق و مادرم هم معلم اخلاق بود.
* تحصیلات؟ تحصیلاتم را از مکتب خانـه آغاز کردم و از معلومات پدرم درون یـادگیری قرآن و نـهج‌البلاغه نیز
بهره بردم.
* سال ازدواج؟ سال ۱۳۳۳ با محمد حسن دباغ ازدواج کردم.
* با ایشان از قبل آشنایی داشتید؟ خیر،‌ آن موقع‌ها مثل الان نبود، آشنایی از طریق خانواده‌ها و پرس و
جوی محلی بود ایشان درون تهران بودند و ما درون همدان.
۱۴ ساله بودم و بلافاصله بعد از ازدواج بـه تهران آمدم و تک و تنـها زندگی درون تهران را شروع
کردم.
* حاصل زندگی‌تان چند فرزند است؟ یک پسر و هفت * درون هنگام مبارزات سیـاسی‌تان چند
فرزند داشتید و بچه ‌ها چند ساله بودند؟ هر هشت فرزند را داشتم کوچک‌ترین‌شان ۴ ساله بود.
* چه طور شد کـه وارد فعالیت‌های سیـاسی شدید؟ چند دلیل وجود داشت؛من و شاه – شـهناز -هر
دو درون یک شب بـه دنیـا آمدیم و این مساله‌ای بود کـه همـه بـه من گوشزد مـی‌د و مـی‌گفتند شـهناز
کجا و تو کجا؟ او با آن همـه امکانات و تو اینجا اینگونـه.از همان روزها بود کـه دلم به منظور این
همـه تبعیض بـه درد آمد.دلیل بعدی پدرم بود کـه همواره درون صحبت‌هایش بـه ظلم‌هایی کـه رژیم درون حق مردم مـی‌کرد
معترض بود.دلیل دیگر هم بر مـی‌گردد بـه اساتیدی کـه خدمتشان درس مـی‌خواندم اساتیدی چون مرحوم حاج آقا کمال مرتضوی و
حاج شیخ علی خوانساری بـه خصوص استاد سید مجتبی صالحی خوانساری کـه روحیـه ظلم ستیزی و مبارزه درون ایشان بسیـار
بود.
* همسرتان چطور بودند؛‌ ایشان هم سیـاسی بودند؟ همسرم بسیـار مذهبی بودند، ایشان هم درون سال ۴۲ فعالیت سیـاسی مـی‌د
و بـه پخش اعلامـیه مـی‌پرداختند اما بعد کـه کارشان از تهران بـه اهواز و شـهرهای دیگر منتقل شد بیشتر تمرکزشان
روی مسائل کاری بود و چند روزی کـه مرخصی مـی‌آمدند بیشتر بـه بچه ‌ها مـی‌پرداختند.
* چطور با امام آشنا شدید؟ درون آن سالها، منزلمان نزدیکی مسجد موسی ابن جعفر بود.
در رفت و آمدهایمان بـه مسجد متوجه شدیم آیت‌ا…
سعیدی بـه مسجد مـی‌آیند.
همراه همسرم با ایشان بـه صحبت نشستیم و ایشان را قانع کردیم کـه برای ۱۶ – ۱۵ نفر از خانم‌ها
کلاس درس بگذارند ایشان هم قبول د و درس اخلاق و هم درس جامعه مقدمات را برگزارد.
در این جلسات شرکت کردیم و با یکسری از دانشجویـان، از سال ۱۳۴۶ زیر نظر ایشان وارد مسائل انقلاب شدیم
و بـه تهیـه و تنظیم و پخش اعلامـیه‌های حضرت امام خمـینی (ره) پرداختیم.
تا سال ۱۳۴۹ کـه آیت‌الله سعیدی -که خداوند او را با شـهدای کربلا محشور گرداند – بـه شـهادت رسید بعد
از ایشان ادامـه کار را درون محضر مجتبی صالحی خوانساری دنبال کردیم.
* عمده کارهای سیـاسی‌تان چه بود؟ درون ابتدا تهیـه و توزیع اعلامـیه و سپس سخنرانی بـه اسم‌های مختلف درون شـهرستان‌ها
* همسرتان اعتراضی نداشتند؟ فرزند ان‌تان چطور؟ خیر؛ همسرم مرا کاملا آزاد گذاشته بودند.
بچه ‌ها هم درون محیطی رشد کرده بودند کـه با این مسائل آشنایی پیدا کرده بودند.
* اولین دستگیری‌تان چه زمانی بود؟ سال ۵۲٫
ساواک همـه تلاشش را مـی‌کرد که تا بتواند سر نخی پیدا کند.
یکی از دانشجویـان علم و صنعت مراسم عروسی‌اش را درون منزل ما گرفت و در کارت دعوت، آدرس خانـه ما
لو رفت.
فردای روز عروسی، دم درون رفتم که تا آشغال‌های مراسم را بیرون بگذارم.
یکی از ساواکی‌ها پشت درون منتظر بود .
تا درون را باز کردم پایش رادر گذاشت و بعد هم ،همـه ساواکی‌ها ریختند توی منزل و چند
نفر را کـه خواب بودند با خود بردند آنـها از فامـیل همسرم بودند متاسفانـه آنـها زیر شکنجه دوام نیـاوردند و
اطلاعات را لو دادند بنابراین دو سه روز بعد ،ساواکی ها آمدند و من را بردند و چند روز بعد
هم خانـه را گشتند و رضوانـه را هم دستگیر د.
* رضوانـه چطور پایش بـه قضیـه باز شد؟ رضوانـه سرودها و اشعاری را کـه از رادیو عراق پخش مـی‌شد جمع‌آوری
کرده و در دفترچه‌اش نوشته بود.
پس از دستگیری من، ساواک بـه خانـه رفت و آنجا را مورد بازرسی قرار داد.
متاسفانـه دفتر سرود رضوانـه را پیدا د بعد هم به منظور آنکه بفهمند خط کدامـیک از بچه ‌ها است، به
بچه ‌ها گفتند به منظور آزادی مادرتان نامـه بنویسید شاید آزادش کنند.
بچه ‌ها هم از روی بچگی نامـه نوشتند و آنـها هم خط رضوانـه را شناختند و او را دستگیر
د.
* بدترین شکنجه‌ای کـه تحمل کردید؟ درون ارتباط با خودم، نمـی‌دانم از کدامـیک نام ببرم.
اما وقتی رضوانـه را شکنجه مـی‌دادند سخت‌ترین لحظاتی بود کـه برمن مـی‌گذشت.
* رضوانـه چطور زیر شکنجه‌ها دوام آورد؟ رضوانـه خیلی صبور بود.
ساواک به منظور به حرف درون آوردن من، او را بـه شدیدترین وجه ممکن شکنجه مـی‌د.
یـادم هست یکبار بعد از شکنجه‌ها، دیگر صدایی از او نیـامد از شدت ضربات بیـهوش شده بود و دیگر به
هوش نیـامد.
او را روی پتو انداختند و بردند فکر کردم مرده هست در آن لحظه خدا را شکر کردم کـه مرده
است و دیگر شکنجه نمـی‌شود و زجر و دردی را تحمل نمـی‌کند.
بعد از چند وقت او را آوردند.
فهمـیدم درون بیمارستان بستری بوده.
وقتی دست‌هایش را درون دستم گرفتم متوجه زخم‌های بدی شدم کـه روی مچ دستانش بود.
گفت کـه دستانش را با زنجیر و دستبند بـه تخت بیمارستان بسته بودند.
م درون همان حال، سؤالی از من پرسید کـه مـهمترین انگیزه من به منظور تحمل شکنجه‌ها شد.
رضوانـه پرسید من بـه جز رفتن بـه دستشویی همـه وقت درازکش با دستبند بـه تخت بسته شده بودم، مادر من
همـه نمازهایم را خوابیده خواندم، بـه نظرشما نمازهایم درست است؟ این صحبت م بعد از تحمل آن همـه
شکنجه باعث شد کـه بیش از پیش بـه کارم ایمان داشته باشم.
* رضوانـه چند وقت درون اسارت بود؟ ۴ روز مانده بود کـه شش ماه اسارتش تکمـیل شود کـه او را
به زندان قصر فرستادند که تا دادگاهی شود درون دادگاه هم چون دلیلی به منظور متهم ش نداشتند او را بـه ۶
ماه محکوم د کـه چون گذرانده بود آزاد شد.
* الان رضوانـه چگونـه است؟ رضوانـه درون حوزه درس مـی‌خواند و ۲ و یک پسر دارد، اما تا
به حال دوبار قلبش را عمل کرده و با دردهایی کـه از شکنجه‌هایش بـه یـادگار مانده، دست و پنجه نرم
مـی‌کند.
* آیـا از طرف نـهاد خاصی حمایت مـی‌‌شود؟ این یکی از ناگفته‌های من است.
از ۱۳ ساله‌ام با آن همـه شکنجه‌ای کـه شده بود با این دردی کـه تا بـه امروز همراهش
است هیچ حمایتی نشده هست چون ۴ روز از ۶ ماه کم دارد که تا عنوان زندانی سیـاسی بـه او اطلاق
شود.
فقط رهبر معظم انقلاب شخصا بـه ایشان عنایتی داشته‌اند و کمکی کرده‌اند.
* از فرانسه بگویید، چطور از فرانسه سردر آوردید؟ درون اثر شکنجه‌های بسیـار، بدنم صدمـه دید و در بیمارستان تحت
عمل جراحی قرار گرفتم.
همان موقع محمد منتظری پاسپورت فردی بـه نام زینب احمدی نیلی را با عمن تنظیم کرد و من با
این پاسپورت جعلی بـه انگلستان فرار کردم.
در لندن هم یکی از دانشجویـان ایرانی منتظرم بود کـه مرا بـه یک هتل پاکستانی برد.
روز روشن آنجا هم یکی از دانشجوها بود ۳ – ۴ روز آنجا ماندم پول کـه نداشتم بنابراین قرار شد
کارهای خدماتی را انجام دهم و به جایش وعده صبحانـه را رایگان بـه من بدهند من با همان وضعیت جسمانی،
روزها روزه مـی‌گرفتم و غروب‌ها هم با همان وعده صبحانـه افطار مـی‌کردم.
* خانواده‌تان مـی‌دانستند کجا هستید؟ی خبر نداشت بچه ‌ها و خانواده‌ام نیز فکر مـی‌د کـه من درون درگیری‌های
خیـابانی کشته شده‌ام کـه ای کاش رفته بودم.
* چقدر درآن وضعیت بودید؟ ۳ ماه، که تا اینکه محمد منتظری آمد چند روز بعد از شـهادت دکتر شریعتی بود
با تعدادی از بچه ‌ها تظاهراتی درون لندن بـه پا کردیم بعد بـه فرانسه رفتیم پشت سر این قضیـه
شـهادت آقا مصطفی بود کـه اعتصاب غذا راه انداختیم.
بعد هم بـه لبنان و سوریـه رفتم و دوره‌های چریکی را گذراندم.
در این سال‌ها درون عربستان، عراق، لبنان و سوریـه و فرانسه تردد داشتم که تا اینکه امام وارد فرانسه شدند پلیس
فرانسه اصرار داشت کـه یک زن پلیس فرانسوی، مسئولیت حفاظت از ایشان را بـه عهده بگیرند اما امام(ره)به شدت مخالف
بودند.
بنابراین من بـه نوفل لوشاتو رفتم و با توجه بـه آموزش‌هایی کـه دیده بودم محافظ شخصی حضرت امام شدم و
وظایف اندرونی از جمله خرید، شتسشو و …
را نیز بـه عهده گرفتم.
* آیـا بـه زبان فرانسه تسلط دارید؟ نـه خیر، به منظور خرید نیـازی بـه آشنایی با زبان نداشتم از سوپرمارکت‌ها هر
چه مـی‌خواستم برمـی‌داشتم و وجه آن را مـی‌پرداختم.
اما خوب، به منظور ارتباط با همسایـه‌ها و صحبت با خبرنگارها، آقای دکتر حجابی و دکتر غرضی بودند کـه تسلط به
زبان فرانسه داشتند.
* روزی کـه شاه رفت …
خبرنگاران همـه جمع شده بودند که تا نظر امام را جویـا شوند.
امام هم بـه کوچه تشریف آوردند و خبرنگاران هم دور امام را احاطه د ناگهان دیدم خبرنگاری پشت‌سر امام پشت‌
نرده‌ها از چوبی بالا رفته، به منظور امام احساس خطر کردم بـه سمت نرده رفتم اینقدر با دو دستم این نرده‌ها
را فشار دادم کـه تخته چوبی افتاد و بعدها فهمـیدم کـه دوربین هم شکسته شده.
این فشاری کـه به نرده‌ها دادم باعث شد کـه حالم بد شود و از هوش بروم و در بیمارستان بستری
شوم.
* آیـا شما با امام بـه ایران برگشتید؟ امام فرموده بودند کـه هیچ یک از ان همراه ایشان نباشند فقط
طاهره را بگویید بیـاید، شاید بچه ‌هایش درون فرودگاه منتظرش باشند.
شب دوازدهم حاج‌احمد- کـه خدا با شـهدای کربلا محشورش کند- بـه بیمارستان آمد که تا مرخصم کند اما دکترها اجازه ترخیص
ندادند و بنابراین من از پرواز جا ماندم.
* شما کی و چه زمانی بـه ایران آمدید؟ دو روز کـه از بازگشت امام بـه ایران مـی گذشت از
بیمارستان مرخص شدم و با امام تماس گرفتم، ایشان فرمودند اوضاع بـه گونـه‌ای هست که بهتر هست شما نیـایید.
من درون همان خانـه شماره ۳۰ ماندم که تا اینکه شب ۲۷ بهمن امام فرمودند کـه مـی‌توانید بـه ایران بیـایید.
* چند سال دور از خانواده بودید؟ از سال ۵۳ که تا سال ۵۷ * وقتی پا بـه زمـین ایران گذاشتید
چه احساسی داشتید؟ من پایم بـه زمـین نرسید.
مرا با ویلچر از هواپیما پیـاده د.
گریـه فرصتم نمـی‌داد، نـه گریـه دیدن بچه ‌هایم، گریـه شادی.
موقع رفتن با چه ترس و لرزی وارد فرودگاه شدم و حالااین گونـه فرودگاه پر از زنان چادر مشکی
بودکه بـه استقبالم آمده بودند.
دوستانم، شاگردانم و خانواده‌ام.
* اگر زمان بـه عقب برگردد؟ باز هم همان کارها را انجام مـی‌دهم.
* یـادگاری‌هایتان از آن دوران چیست؟ زخم‌هایی کـه بر جسم مانده و عضوهایی کـه از تن جدا شده.
* این روزها چه مـی‌کنید؟ چند وقتی بستری بودم.
هرازگاهی مطالعه هم مـی‌کنم.
قائم‌مقام جمعیت زنان هستم و یکی از اعضای شورای مرکزی جمعیت دفاع از مردم فلسطین، درون یکسری از کارهای
خیریـه هم فعالیت مـی‌کنم.
* ارتباط شما با مردم چگونـه است؟ ارتباطم با مردم نزدیک است، مرتب درون جلسات و سخنرانی‌ها شرکت مـی‌کنم.
* از مردم چه توقعی دارید؟ فقط از افراد محتکر و گران‌فروش تقاضا دارم کـه به مردم خیـانت نکنند ما
مردم محترم و عزیزی داریم.
* بـه نظر شما چرا خانم دباغ معروف شد؟ این الطافی هست که خداوند بـه من عنایت کرده است.
* اگر چهره ماندگار شوید؟ چهره ماندگاری مـی‌شود کـه کارهای برجسته‌ای کرده باشد.
* مگر شما کاری نکرده‌اید؟ من خودم را کوچکتر از آن مـی‌دانم کـه بگویم کاری کرده‌ام.
کارهای من فقط بـه اندازه ذره خردلی است، همـین.
* سهم شما از انقلاب چیست؟ همـین کـه زنده بمانم و در پیروزی انقلاب کنار مردم باشم یک سهم بزرگ
و ستودنی است.
* به منظور منحرفان و کژاندیشان انقلاب چه حرفی دارید؟ اگر بتوانم کنارشان بنشینم و یک یک واژه‌ها و اخبار مربوط
به انقلاب و شـهدای انقلاب را برایشان بگوییم مسلماً نگاهشان تغییر خواهد کرد.
ما شـهدای بسیـاری داشتیم از بچه ۶ ماهه که تا ۵ ساله کـه خودم شاهد شـهادت‌شان بودم تا
پیرمرد و پیرزن‌های ۸۰-۷۰ ساله.
آنـها ذاتاً آدم‌های بدی نیستند بلکه اطلاعات لازم را ندارند.
* بـه جوانان چه توصیـه‌ای دارید؟ بیـایند واقعیت انقلاب و امام را بشناسند.
حتی لازم هست پیرترها هم به منظور آشنایی هر چه بیشتر با امام و انقلاب وقت بگذارند.
ما حتما با اه و دستاوردهای انقلاب بیش از پیش آشنا شویم.
* با بحال شده کـه جایی کارتان را راه نیندازند؟ خیلی دوست ندارم شناسایی شوم، من هم مثل بقیـه هستم.
شاید خیلی‌ها بـه چهره مرا نشناسند، اما تن صدایم بـه گونـه‌ای هست که خیلی‌ها مرا از روی آن مـی‌شناسند.
* که تا بحال چیزی آزارتان داده؟ بله، همان مجری‌ها و گوینده‌های مردی کـه زیر ابرو برداشته و مثل زنان
اصلاح کرده‌اند.
متأسفانـه سیمای ما درون بین جوانان ما بد الگوسازی مـی‌کند.
چند بار با آقای ضرغامـی تماس گرفتم.
متأسفانـه یـا مـی‌گویند جلسه هست یـا مـی‌گویند شماره بگذارید کـه متأسفانـه هنوز موفق نشده‌ایم با ایشان صحبت کنیم.
صحبت من این هست چرا حتما سیمای جمـهوری اسلامـی چنین مجری‌هایی بیـاورد کـه روی جوانان ما تأثیر منفی بگذارند.
وقتی بـه پسرها مـی‌گوییم چرا زیر ابرو برمـی‌دارید و …
به راحتی مـی‌گویند عیبی کـه ندارد توی تلویزیون هم مجری‌ها اینگونـه‌اند.
درست هست که درون سینما و فیلم‌ها وضعیت بدتر هست اما مـی‌گوییم تقصیر تهیـه‌کننده و کارگردان هست و به
ریـاست مربوط نمـی‌شود اما درون این موارد ریـاست صدا و سیما کـه مـی‌تواند اقدام کند.
* صحبت شما با زنان ؟ زنان ما مشکلی ندارند.
ما نتوانستیم اسلام درست را بـه آنـها نشان دهیم.
ما با آنـها بد برخورد کردیم.وقتی زنان بی‌حجاب بـه احترام تظاهرات، روسری‌ سرشان د ما نتوانستیم کاری کنیم که
آنـها ارزش و اصالت روسری را بدانند.
همـین ضعف ما باعث شد کـه روسری را بـه کناری بیندازند و …
ما حتما در تربیت دینی بچه ‌ها قوی‌تر عمل کنیم.
سوای خانواده‌ها ،جامعه و ارگان‌های آن مثل آموزش و پرورش حتما بچه ‌ها را با مفاهیم واقعی اسلام آشنا
کنند و مسأله‌ و فلسفه حجاب را بـه خوبی بازگو و بیـان کنند که تا ما دیگر مسائلی پیرامون بدحجابی و
غیره نداشته باشیم.
* دهه فجر امسال چگونـه بود؟ احساس مـی‌شد یک مدتی هست که امام فراموش شده است.
خداراشکر برگزاری برنامـه‌های دهه فجر امسال درون مرقد امام (ره) این خوشحالی را بـه من داد کـه درب مرقد امام
باز شده است.
* و حرف آخر؟ ان‌شاءالله خداوند باری تعالی این انقلاب را بـه انقلاب حضرت مـهدی (عج) پیوند دهد.
منبع: خبرگزاری فارس

]]>
همچنین بخوانید :  به بدن این زیبا هیچ نمـی تواند دست بزند !
. خاطره یک جمله ای از مرضیه حدید چی یا دباغ . خاطره یک جمله ای از مرضیه حدید چی یا دباغ




[عکس:«مرضیـه دباغ»زن محافظ شخصی امام بستری شد - اخبار خاطره یک جمله ای از مرضیه حدید چی یا دباغ]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Fri, 22 Jun 2018 15:45:00 +0000



شرایط کلینیک حرکات اصلاحی

عکس:«مرضیـه دباغ»زن محافظ شخصی امام بستری شد - اخبار

وی بعد از انقلاب اسلامـی یکی از مؤسسان سپاه پاسداران انقلاب اسلامـی بود و بـه عنوان اولین فرمانده سپاه منطقه
غرب کشور مسئولیت سپاه همدان را برعهده گرفت.
دانا: شرایط کلینیک حرکات اصلاحی خاطره یک جمله ای از مرضیـه حدید چی یـا دباغ مرضیـه حدید‌چی (دباغ) اولین فرمانده سپاه منطقه غرب کشور درون بیمارستان خاتم‌الانبیـا‌ء بستری شد.
مرضیـه حدید‌چی ‌(دباغ) از زنان مبارز دوران ستم‌شاهی و اولین فرمانده سپاه منطقه غرب کشور از ۲ روز گذشته
به دلیل عارضه فشار خون درون بیمارستان خاتم‌الانبیـا‌ء تهران بستری است.
به گفته فرزند ش، شرایط کلینیک حرکات اصلاحی خاطره یک جمله ای از مرضیـه حدید چی یـا دباغ حال وی اکنون رو بـه بهبودی هست اما حتما تحت نظر پزشکان باشد.
مرضیـه حدیدچی، کـه فعالیت‌های سیـاسی خود را تقریبا از سال ۱۳۴۶ با پخش و توزیع اعلامـیـه آغاز کرده بود، ‌در
سال ۱۳۵۳ توسط ساواک دستگیر و بـه همراه نوجوانش رضوانـه بـه زندان افتاد و شدیدترین شکنجه‌ها را متحمل
شد.
وی بعد از انقلاب اسلامـی یکی از مؤسسان سپاه پاسداران انقلاب اسلامـی بود و بـه عنوان اولین فرمانده سپاه
منطقه غرب کشور مسئولیت سپاه همدان را برعهده گرفت.
مسئولیت بسیج ان کل کشور، نمایندگی مجلس شورای اسلامـی درون سه دوره‌، فرماندهی سپاه همدان، استاد دانشگاه علم و
صنعت، استاد مدرسه شـهید عالی مطهری، قائم مقام جمعیت زنان جمـهوری اسلامـی از جمله مسئولیت‌ها و سوابق اجرایی دباغ
است.
دباغ درون دی ماه سال ۱۳۶۷ بـه عنوان عضوی از نمایندگان اعزامـی امام خمـینی(‌ره‌) بـه منظور ابلاغ پیـام ایشان بـه گورباچف
انتخاب شد…………………………………………………
زنی کـه محافظ شخصی امام بود امام فرموده بودند کـه هیچ یک از ان همراه ایشان نباشند فقط طاهره
را بگویید بیـاید، شاید بچه ‌هایش درون فرودگاه منتظرش باشند.
باشگاه خبرنگاران:خبرنگاران همـه جمع شده بودند کـه تا نظر امام را جویـا شوند.
امام هم بـه کوچه تشریف آوردند و خبرنگاران هم دور امام را احاطه د ناگهان دیدم خبرنگاری پشت‌سر امام پشت‌
نرده‌ها از چوبی بالا رفته، بـه منظور امام احساس خطر کردم بـه سمت نرده رفتم سوزن‌های ته‌گرد کـه زیر انگشتانش نـهادند،
چشمانش بسته بود، جایی را نمـی‌دید، دستانش را بـه دیوار کوبیدند درد استخوانـهایش را سوزاند اماازباز
نکرد.
همـه کم و بیش مـی‌شناسیمش؛‌ از فعالان مبارزه مسلحانـه ضد حکومت پهلوی است.
از بنیـان‌گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامـی.
عناوینی چون: «فرماندهی سپاه همدان، ریـاست زندان‌های زنان تهران، اولین فرمانده سپاه غرب کشور بعد از انقلاب، یکی از
سه نماینده‌ای کـه درون سال ۶۷ پیـام تاریخی امام (ره) را بـه گورباچف رساند، سه دوره نمایندگی مردم تهران و
همدان درون مجلس شورای اسلامـی، مسئول بسیج ان کل کشور، استاد مدرسه عالی شـهید مطهری، دارنده نشان درجه ۳ ایثار،
مدرس واحد معارف اسلامـی دانشگاه علم و صنعت و قائم مقام دبیرکل جمعیت زنان جمـهوری اسلامـی» رانیز درون کارنامـه
خود دارد.
خواندن گفت و گوی ما با ایشان خالی از لطف نیست.
نام و نام خانوادگی؟ مرضیـه حدید چی مشـهور بـه دباغ، طاهره، زینب احمدی نیلی * تاریخ تولد؟
خرداد ۱۳۱۸ همدان * شغل پدر؟ پدرم کتابفروش و استاد اخلاق و مادرم هم معلم اخلاق بود.
* تحصیلات؟ تحصیلاتم را از مکتب خانـه آغاز کردم و از معلومات پدرم درون یـادگیری قرآن و نـهج‌البلاغه نیز
بهره بردم.
* سال ازدواج؟ سال ۱۳۳۳ با محمد حسن دباغ ازدواج کردم.
* با ایشان از قبل آشنایی داشتید؟ خیر،‌ آن موقع‌ها مثل الان نبود، آشنایی از طریق خانواده‌ها و پرس و
جوی محلی بود ایشان درون تهران بودند و ما درون همدان.
۱۴ ساله بودم و بلافاصله بعد از ازدواج بـه تهران آمدم و تک و تنـها زندگی درون تهران را شروع
کردم.
* حاصل زندگی‌تان چند فرزند است؟ یک پسر و هفت * درون هنگام مبارزات سیـاسی‌تان چند
فرزند داشتید و بچه ‌ها چند ساله بودند؟ هر هشت فرزند را داشتم کوچک‌ترین‌شان ۴ ساله بود.
* چه طور شد کـه وارد فعالیت‌های سیـاسی شدید؟ چند دلیل وجود داشت؛من و شاه – شـهناز -هر
دو درون یک شب بـه دنیـا آمدیم و این مساله‌ای بود کـه همـه بـه من گوشزد مـی‌د و مـی‌گفتند شـهناز
کجا و تو کجا؟ او با آن همـه امکانات و تو اینجا اینگونـه.از همان روزها بود کـه دلم بـه منظور این
همـه تبعیض بـه درد آمد.دلیل بعدی پدرم بود کـه همواره درون صحبت‌هایش بـه ظلم‌هایی کـه رژیم درون حق مردم مـی‌کرد
معترض بود.دلیل دیگر هم بر مـی‌گردد بـه اساتیدی کـه خدمتشان درس مـی‌خواندم اساتیدی چون مرحوم حاج آقا کمال مرتضوی و
حاج شیخ علی خوانساری بـه خصوص استاد سید مجتبی صالحی خوانساری کـه روحیـه ظلم ستیزی و مبارزه درون ایشان بسیـار
بود.
* همسرتان چطور بودند؛‌ ایشان هم سیـاسی بودند؟ همسرم بسیـار مذهبی بودند، ایشان هم درون سال ۴۲ فعالیت سیـاسی مـی‌د
و بـه پخش اعلامـیـه مـی‌پرداختند اما بعد کـه کارشان از تهران بـه اهواز و شـهرهای دیگر منتقل شد بیشتر تمرکزشان
روی مسائل کاری بود و چند روزی کـه مرخصی مـی‌آمدند بیشتر بـه بچه ‌ها مـی‌پرداختند.
* چطور با امام آشنا شدید؟ درون آن سالها، منزلمان نزدیکی مسجد موسی ابن جعفر بود.
در رفت و آمدهایمان بـه مسجد متوجه شدیم آیت‌ا…
سعیدی بـه مسجد مـی‌آیند.
همراه همسرم با ایشان بـه صحبت نشستیم و ایشان را قانع کردیم کـه به منظور ۱۶ – ۱۵ نفر از خانم‌ها
کلاس درس بگذارند ایشان هم قبول د و درس اخلاق و هم درس جامعه مقدمات را برگزارد.
در این جلسات شرکت کردیم و با یکسری از دانشجویـان، از سال ۱۳۴۶ زیر نظر ایشان وارد مسائل انقلاب شدیم
و بـه تهیـه و تنظیم و پخش اعلامـیـه‌های حضرت امام خمـینی (ره) پرداختیم.
تا سال ۱۳۴۹ کـه آیت‌الله سعیدی -که خداوند او را با شـهدای کربلا محشور گرداند – بـه شـهادت رسید بعد
از ایشان ادامـه کار را درون محضر مجتبی صالحی خوانساری دنبال کردیم.
* عمده کارهای سیـاسی‌تان چه بود؟ درون ابتدا تهیـه و توزیع اعلامـیـه و سپس سخنرانی بـه اسم‌های مختلف درون شـهرستان‌ها
* همسرتان اعتراضی نداشتند؟ فرزند ان‌تان چطور؟ خیر؛ همسرم مرا کاملا آزاد گذاشته بودند.
بچه ‌ها هم درون محیطی رشد کرده بودند کـه با این مسائل آشنایی پیدا کرده بودند.
* اولین دستگیری‌تان چه زمانی بود؟ سال ۵۲٫
ساواک همـه تلاشش را مـی‌کرد کـه تا بتواند سر نخی پیدا کند.
یکی از دانشجویـان علم و صنعت مراسم عروسی‌اش را درون منزل ما گرفت و درون کارت دعوت، آدرس خانـه ما
لو رفت.
فردای روز عروسی، دم درون رفتم کـه تا آشغال‌های مراسم را بیرون بگذارم.
یکی از ساواکی‌ها پشت درون منتظر بود .
تا درون را باز کردم پایش رادر گذاشت و بعد هم ،همـه ساواکی‌ها ریختند توی منزل و چند
نفر را کـه خواب بودند با خود بردند آنـها از فامـیل همسرم بودند متاسفانـه آنـها زیر شکنجه دوام نیـاوردند و
اطلاعات را لو دادند بنابراین دو سه روز بعد ،ساواکی ها آمدند و من را بردند و چند روز بعد
هم خانـه را گشتند و رضوانـه را هم دستگیر د.
* رضوانـه چطور پایش بـه قضیـه باز شد؟ رضوانـه سرودها و اشعاری را کـه از رادیو عراق پخش مـی‌شد جمع‌آوری
کرده و درون دفترچه‌اش نوشته بود.
پس از دستگیری من، ساواک بـه خانـه رفت و آنجا را مورد بازرسی قرار داد.
متاسفانـه دفتر سرود رضوانـه را پیدا د بعد هم بـه منظور آنکه بفهمند خط کدامـیک از بچه ‌ها است، به
بچه ‌ها گفتند بـه منظور آزادی مادرتان نامـه بنویسید شاید آزادش کنند.
بچه ‌ها هم از روی بچگی نامـه نوشتند و آنـها هم خط رضوانـه را شناختند و او را دستگیر
د.
* بدترین شکنجه‌ای کـه تحمل کردید؟ درون ارتباط با خودم، نمـی‌دانم از کدامـیک نام ببرم.
اما وقتی رضوانـه را شکنجه مـی‌دادند سخت‌ترین لحظاتی بود کـه برمن مـی‌گذشت.
* رضوانـه چطور زیر شکنجه‌ها دوام آورد؟ رضوانـه خیلی صبور بود.
ساواک بـه منظور بـه حرف درون آوردن من، او را بـه شدیدترین وجه ممکن شکنجه مـی‌د.
یـادم هست یکبار بعد از شکنجه‌ها، دیگر صدایی از او نیـامد از شدت ضربات بیـهوش شده بود و دیگر به
هوش نیـامد.
او را روی پتو انداختند و بردند فکر کردم مرده هست درون آن لحظه خدا را شکر کردم کـه مرده
است و دیگر شکنجه نمـی‌شود و زجر و دردی را تحمل نمـی‌کند.
بعد از چند وقت او را آوردند.
فهمـیدم درون بیمارستان بستری بوده.
وقتی دست‌هایش را درون دستم گرفتم متوجه زخم‌های بدی شدم کـه روی مچ دستانش بود.
گفت کـه دستانش را با زنجیر و دستبند بـه تخت بیمارستان بسته بودند.
م درون همان حال، سؤالی از من پرسید کـه مـهمترین انگیزه من بـه منظور تحمل شکنجه‌ها شد.
رضوانـه پرسید من بـه جز رفتن بـه دستشویی همـه وقت درازکش با دستبند بـه تخت بسته شده بودم، مادر من
همـه نمازهایم را خوابیده خواندم، بـه نظرشما نمازهایم درست است؟ این صحبت م بعد از تحمل آن همـه
شکنجه باعث شد کـه بیش از پیش بـه کارم ایمان داشته باشم.
* رضوانـه چند وقت درون اسارت بود؟ ۴ روز مانده بود کـه شش ماه اسارتش تکمـیل شود کـه او را
به زندان قصر فرستادند کـه تا دادگاهی شود درون دادگاه هم چون دلیلی بـه منظور متهم ش نداشتند او را بـه ۶
ماه محکوم د کـه چون گذرانده بود آزاد شد.
* الان رضوانـه چگونـه است؟ رضوانـه درون حوزه درس مـی‌خواند و ۲ و یک پسر دارد، اما تا
به حال دوبار قلبش را عمل کرده و با دردهایی کـه از شکنجه‌هایش بـه یـادگار مانده، دست و پنجه نرم
مـی‌کند.
* آیـا از طرف نـهاد خاصی حمایت مـی‌‌شود؟ این یکی از ناگفته‌های من است.
از ۱۳ ساله‌ام با آن همـه شکنجه‌ای کـه شده بود با این دردی کـه که تا بـه امروز همراهش
است هیچ حمایتی نشده هست چون ۴ روز از ۶ ماه کم دارد کـه تا عنوان زندانی سیـاسی بـه او اطلاق
شود.
فقط رهبر معظم انقلاب شخصا بـه ایشان عنایتی داشته‌اند و کمکی کرده‌اند.
* از فرانسه بگویید، چطور از فرانسه سردر آوردید؟ درون اثر شکنجه‌های بسیـار، بدنم صدمـه دید و درون بیمارستان تحت
عمل جراحی قرار گرفتم.
همان موقع محمد منتظری پاسپورت فردی بـه نام زینب احمدی نیلی را با عمن تنظیم کرد و من با
این پاسپورت جعلی بـه انگلستان فرار کردم.
در لندن هم یکی از دانشجویـان ایرانی منتظرم بود کـه مرا بـه یک هتل پاکستانی برد.
روز روشن آنجا هم یکی از دانشجوها بود ۳ – ۴ روز آنجا ماندم پول کـه نداشتم بنابراین قرار شد
کارهای خدماتی را انجام دهم و بـه جایش وعده صبحانـه را رایگان بـه من بدهند من با همان وضعیت جسمانی،
روزها روزه مـی‌گرفتم و غروب‌ها هم با همان وعده صبحانـه افطار مـی‌کردم.
* خانواده‌تان مـی‌دانستند کجا هستید؟ی خبر نداشت بچه ‌ها و خانواده‌ام نیز فکر مـی‌د کـه من درون درگیری‌های
خیـابانی کشته شده‌ام کـه ای کاش رفته بودم.
* چقدر درآن وضعیت بودید؟ ۳ ماه، کـه تا اینکه محمد منتظری آمد چند روز بعد از شـهادت دکتر شریعتی بود
با تعدادی از بچه ‌ها تظاهراتی درون لندن بـه پا کردیم بعد بـه فرانسه رفتیم پشت سر این قضیـه
شـهادت آقا مصطفی بود کـه اعتصاب غذا راه انداختیم.
بعد هم بـه لبنان و سوریـه رفتم و دوره‌های چریکی را گذراندم.
در این سال‌ها درون عربستان، عراق، لبنان و سوریـه و فرانسه تردد داشتم کـه تا اینکه امام وارد فرانسه شدند پلیس
فرانسه اصرار داشت کـه یک زن پلیس فرانسوی، مسئولیت حفاظت از ایشان را بـه عهده بگیرند اما امام(ره)به شدت مخالف
بودند.
بنابراین من بـه نوفل لوشاتو رفتم و با توجه بـه آموزش‌هایی کـه دیده بودم محافظ شخصی حضرت امام شدم و
وظایف اندرونی از جمله خرید، شتسشو و …
را نیز بـه عهده گرفتم.
* آیـا بـه زبان فرانسه تسلط دارید؟ نـه خیر، بـه منظور خرید نیـازی بـه آشنایی با زبان نداشتم از سوپرمارکت‌ها هر
چه مـی‌خواستم برمـی‌داشتم و وجه آن را مـی‌پرداختم.
اما خوب، بـه منظور ارتباط با همسایـه‌ها و صحبت با خبرنگارها، آقای دکتر حجابی و دکتر غرضی بودند کـه تسلط به
زبان فرانسه داشتند.
* روزی کـه شاه رفت …
خبرنگاران همـه جمع شده بودند کـه تا نظر امام را جویـا شوند.
امام هم بـه کوچه تشریف آوردند و خبرنگاران هم دور امام را احاطه د ناگهان دیدم خبرنگاری پشت‌سر امام پشت‌
نرده‌ها از چوبی بالا رفته، بـه منظور امام احساس خطر کردم بـه سمت نرده رفتم اینقدر با دو دستم این نرده‌ها
را فشار دادم کـه تخته چوبی افتاد و بعدها فهمـیدم کـه دوربین هم شکسته شده.
این فشاری کـه بـه نرده‌ها دادم باعث شد کـه حالم بد شود و از هوش بروم و درون بیمارستان بستری
شوم.
* آیـا شما با امام بـه ایران برگشتید؟ امام فرموده بودند کـه هیچ یک از ان همراه ایشان نباشند فقط
طاهره را بگویید بیـاید، شاید بچه ‌هایش درون فرودگاه منتظرش باشند.
شب دوازدهم حاج‌احمد- کـه خدا با شـهدای کربلا محشورش کند- بـه بیمارستان آمد کـه تا مرخصم کند اما دکترها اجازه ترخیص
ندادند و بنابراین من از پرواز جا ماندم.
* شما کی و چه زمانی بـه ایران آمدید؟ دو روز کـه از بازگشت امام بـه ایران مـی گذشت از
بیمارستان مرخص شدم و با امام تماس گرفتم، ایشان فرمودند اوضاع بـه گونـه‌ای هست کـه بهتر هست شما نیـایید.
من درون همان خانـه شماره ۳۰ ماندم کـه تا اینکه شب ۲۷ بهمن امام فرمودند کـه مـی‌توانید بـه ایران بیـایید.
* چند سال دور از خانواده بودید؟ از سال ۵۳ کـه تا سال ۵۷ * وقتی پا بـه زمـین ایران گذاشتید
چه احساسی داشتید؟ من پایم بـه زمـین نرسید.
مرا با ویلچر از هواپیما پیـاده د.
گریـه فرصتم نمـی‌داد، نـه گریـه دیدن بچه ‌هایم، گریـه شادی.
موقع رفتن با چه ترس و لرزی وارد فرودگاه شدم و حالااین گونـه فرودگاه پر از زنان چادر مشکی
بودکه بـه استقبالم آمده بودند.
دوستانم، شاگردانم و خانواده‌ام.
* اگر زمان بـه عقب برگردد؟ باز هم همان کارها را انجام مـی‌دهم.
* یـادگاری‌هایتان از آن دوران چیست؟ زخم‌هایی کـه بر جسم مانده و عضوهایی کـه از تن جدا شده.
* این روزها چه مـی‌کنید؟ چند وقتی بستری بودم.
هرازگاهی مطالعه هم مـی‌کنم.
قائم‌مقام جمعیت زنان هستم و یکی از اعضای شورای مرکزی جمعیت دفاع از مردم فلسطین، درون یکسری از کارهای
خیریـه هم فعالیت مـی‌کنم.
* ارتباط شما با مردم چگونـه است؟ ارتباطم با مردم نزدیک است، مرتب درون جلسات و سخنرانی‌ها شرکت مـی‌کنم.
* از مردم چه توقعی دارید؟ فقط از افراد محتکر و گران‌فروش تقاضا دارم کـه بـه مردم خیـانت نکنند ما
مردم محترم و عزیزی داریم.
* بـه نظر شما چرا خانم دباغ معروف شد؟ این الطافی هست کـه خداوند بـه من عنایت کرده است.
* اگر چهره ماندگار شوید؟ چهره ماندگاری مـی‌شود کـه کارهای برجسته‌ای کرده باشد.
* مگر شما کاری نکرده‌اید؟ من خودم را کوچکتر از آن مـی‌دانم کـه بگویم کاری کرده‌ام.
کارهای من فقط بـه اندازه ذره خردلی است، همـین.
* سهم شما از انقلاب چیست؟ همـین کـه زنده بمانم و درون پیروزی انقلاب کنار مردم باشم یک سهم بزرگ
و ستودنی است.
* بـه منظور منحرفان و کژاندیشان انقلاب چه حرفی دارید؟ اگر بتوانم کنارشان بنشینم و یک یک واژه‌ها و اخبار مربوط
به انقلاب و شـهدای انقلاب را برایشان بگوییم مسلماً نگاهشان تغییر خواهد کرد.
ما شـهدای بسیـاری داشتیم از بچه ۶ ماهه کـه تا ۵ ساله کـه خودم شاهد شـهادت‌شان بودم تا
پیرمرد و پیرزن‌های ۸۰-۷۰ ساله.
آنـها ذاتاً آدم‌های بدی نیستند بلکه اطلاعات لازم را ندارند.
* بـه جوانان چه توصیـه‌ای دارید؟ بیـایند واقعیت انقلاب و امام را بشناسند.
حتی لازم هست پیرترها هم بـه منظور آشنایی هر چه بیشتر با امام و انقلاب وقت بگذارند.
ما حتما با اه و دستاوردهای انقلاب بیش از پیش آشنا شویم.
* با بحال شده کـه جایی کارتان را راه نیندازند؟ خیلی دوست ندارم شناسایی شوم، من هم مثل بقیـه هستم.
شاید خیلی‌ها بـه چهره مرا نشناسند، اما تن صدایم بـه گونـه‌ای هست کـه خیلی‌ها مرا از روی آن مـی‌شناسند.
* کـه تا بحال چیزی آزارتان داده؟ بله، همان مجری‌ها و گوینده‌های مردی کـه زیر ابرو برداشته و مثل زنان
اصلاح کرده‌اند.
متأسفانـه سیمای ما درون بین جوانان ما بد الگوسازی مـی‌کند.
چند بار با آقای ضرغامـی تماس گرفتم.
متأسفانـه یـا مـی‌گویند جلسه هست یـا مـی‌گویند شماره بگذارید کـه متأسفانـه هنوز موفق نشده‌ایم با ایشان صحبت کنیم.
صحبت من این هست چرا حتما سیمای جمـهوری اسلامـی چنین مجری‌هایی بیـاورد کـه روی جوانان ما تأثیر منفی بگذارند.
وقتی بـه پسرها مـی‌گوییم چرا زیر ابرو برمـی‌دارید و …
به راحتی مـی‌گویند عیبی کـه ندارد توی تلویزیون هم مجری‌ها اینگونـه‌اند.
درست هست کـه درون سینما و فیلم‌ها وضعیت بدتر هست اما مـی‌گوییم تقصیر تهیـه‌کننده و کارگردان هست و به
ریـاست مربوط نمـی‌شود اما درون این موارد ریـاست صدا و سیما کـه مـی‌تواند اقدام کند.
* صحبت شما با زنان ؟ زنان ما مشکلی ندارند.
ما نتوانستیم اسلام درست را بـه آنـها نشان دهیم.
ما با آنـها بد برخورد کردیم.وقتی زنان بی‌حجاب بـه احترام تظاهرات، روسری‌ سرشان د ما نتوانستیم کاری کنیم که
آنـها ارزش و اصالت روسری را بدانند.
همـین ضعف ما باعث شد کـه روسری را بـه کناری بیندازند و …
ما حتما درون تربیت دینی بچه ‌ها قوی‌تر عمل کنیم.
سوای خانواده‌ها ،جامعه و ارگان‌های آن مثل آموزش و پرورش حتما بچه ‌ها را با مفاهیم واقعی اسلام آشنا
کنند و مسأله‌ و فلسفه حجاب را بـه خوبی بازگو و بیـان کنند کـه تا ما دیگر مسائلی پیرامون بدحجابی و
غیره نداشته باشیم.
* دهه فجر امسال چگونـه بود؟ احساس مـی‌شد یک مدتی هست کـه امام فراموش شده است.
خداراشکر برگزاری برنامـه‌های دهه فجر امسال درون مرقد امام (ره) این خوشحالی را بـه من داد کـه درب مرقد امام
باز شده است.
* و حرف آخر؟ ان‌شاءالله خداوند باری تعالی این انقلاب را بـه انقلاب حضرت مـهدی (عج) پیوند دهد.
منبع: خبرگزاری فارس

]]>
همچنین بخوانید :  به بدن این زیبا هیچ نمـی تواند دست بزند !
. شرایط کلینیک حرکات اصلاحی خاطره یک جمله ای از مرضیـه حدید چی یـا دباغ . شرایط کلینیک حرکات اصلاحی خاطره یک جمله ای از مرضیـه حدید چی یـا دباغ




[عکس:«مرضیـه دباغ»زن محافظ شخصی امام بستری شد - اخبار شرایط کلینیک حرکات اصلاحی]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Fri, 22 Jun 2018 15:45:00 +0000



دعای محبت فرزندان

دعا به منظور جلب مـهر و محبت همسر! - دین و اندیشـه

دعای زیر را ۱۱ مرتبه بخواید بـه این نیت کـه شخص مورد نظرتان سریع بـه محبت شما احضار گردد

بسم الله الر حمن الرحیم وَالضُّحَى وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَّکَ مِنَ الْأُولَى وَلَسَوْفَ
یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى وَوَجَدَکَ ضَالًّا َهَدَى وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ العجل العجل العجل
الساعه الساعه الساعه الوحا الوحا الوحا فلان بن فلان علی حب فلانـه بنت فلانـه

___________________________________________________________________________________

جهت مـهربانی هفت مرتبه به
طرف او این دعا را بخوانید :یـا عزیز یـا حمـید یـا مجید یـا فعال لما یرید

هفته ای چند بار
این کار انجام بدید

______________________________________________________________________________

ذکر یـاودود را ۱۰۲۱ مرتبه بگید

________________________________________________________________________________

ایـه ۲۶ سوره ال عمران را۹۵ مرتب بخوانید
و از خدا بخواهید کـه محبت شما را درون دل همسر تان قرار دهد __________________________________________________________________________________

برای عزیز شدن نزد همسر:

۲ ایـه سوره توبه را ۱۱ بار بخوانید بـه نیت عزیز شدن

_________________________________________________________________________________

برای مـهر و محبت بین زوجین:

ایـه
اخر سوره توبه را ۳۰ بار بعد از نیمـه شب جمعه را بخوانید

________________________________________________________________________________

هری بخواهد نزد همـه از
شوهر گرفته که تا مادر شوهر و شوهرو…………………
عزیز شود

هر روز قبل از این بای حرف بزنید ۶۰۰ بار بسم الله الرحمن الرحیم بگویید.

doamojarab.blogfa.com

. دعای محبت فرزندان . دعای محبت فرزندان : دعای محبت فرزندان ، دعای محبت فرزندان




[دعا به منظور جلب مـهر و محبت همسر! - دین و اندیشـه دعای محبت فرزندان]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Wed, 18 Jul 2018 06:53:00 +0000



لباس های محلی زنان کشورهای مختلف

لباس عروس های دیدنی درون عروسی های سنتی دنیـا +عکس(۱)

لباس عروس و آرایش کشورهای مختلف نیک صالحی: لباس های محلی زنان کشورهای مختلف مراسم عروسی یکی از مراسم هایی هست که عروس ها دوست دارند آن را بـه یکی از بـه یـادماندنی ترین خاطره زندگی شان تبدیل کنند و عروس های تمام قاره های دنیـا لباس عروس را یکی از دلایل بـه یـادماندنی شدن مراسم مـی دانند.

ما مجموعه ای از لباس عروس های سنتی و چشمگیر را از نقاط
مختلف دنیـا جمع آوری کردیم کـه مطمئنا تماشای آنـها خالی از لطف نیست.
تصاویر زیر بخش اول از لباس عروس های سنتی مرسوم درون کشورهای مختلف است:

  • بلغارستان مراسم عروسی درون بلغارستان
  • در یک مراسم عروسی سنتی درون ریبنووُ- بلغارستان، لباس های محلی زنان کشورهای مختلف عروس صورت خود را بـه رنگ سفید نقاشی مـی کند و خانم های خانواده همسرش صورت او را با پولک های رنگی تزئین مـی کنند. لباس های محلی زنان کشورهای مختلف این سنت صدها سال قدمت دارد و مراسم عروسی دو روز طول مـی کشد.
  • پاکستان
    مراسم عروسی درون پاکستان
  • عروس پاکستانی اغلب لباس عروس خود را از رنگ های قرمز تند، انواع صورتی و بنفش
    انتخاب مـی کند.
    به گزارش نیک صالحی برخی زوج ها حلقه گل نیز بـه نشانـه عشق بـه لباس طرف مقابل اضافه مـی کنند.

  • ناحیـه گورا بین کوزوو و مقدونیـه مراسم عروسی درون گورا
  • عروس درون حالی کـه با یک روسری پوشانده شده سوار بر اسب سفید مـی شود، معمولا درون مراسم های عروسی از یک چتر تزئینی نیز درون طول مراسم استفاده مـی شود. لباس های محلی زنان کشورهای مختلف همچنین عروس با همراهی خانواده اش بـه خانـه ای درون همسایگی همسر آینده اش مـی رود.
  • ترکیـه مراسم عروسی درون ترکیـه
  • در یک عروسی سنتی ترکیـه ای ، برادر یـا عمو، دایی عروس یک کمربند قرمز بـه دور کمر عروس مـی بندد و سپس او راهی مراسم عروسی مـی شود. رنگ قرمز نماد خوش شانسی و خوشبختی است.
  • اندونزی مراسم عروسی درون اندونزی
  • ]]>
    همچنین بخوانید :  جشن عروسی کـه برد پیت بدون دعوت بـه آنجا رفت +عکس

    سه روز قبل ازمراسم عروسی، عروس اندونزیـایی ناخن ها، دست ها و پاهایش را با حنا آرایش مـی کند.

  • نیجریـه مراسم عروسی درون نیجریـه
  • عروس نیجریـه ای به منظور لباس عروس خود یک بلوز گیپور درون رنگ های روشن و
    یک لباس بلند طرح دار بـه تن مـی کند کـه معمولا از پارچه های هندی دوخته مـی شود.
    همچنین درون کنار آن از گردنبد مـهره ای و و سربند مرجانی رنگ به منظور کامل این لباس استفاده مـی
    شود.

  • مراکش مراسم عروسی درون مراکش
  • در یک مراسم عروسی سنتی درون مراکش، عروس درون مراسم عروسی سه بار لباس
    عروسش
    را تغییر مـی دهد(dot) او یک لباس بلند سفید خاصی مـی پوشد کـه نشانـه ناحیـه خانوادگی اوست.

  • عراق مراسم عروسی درون عراق
  • عروس عراقی رکورد دار داشتن بیشترین تغییر درون لباس عروس است.
    او درون این مراسم هفت دست لباس مـی پوشد کـه هر هفت لباس بـه رنگ های مختلف رنگین کمان است.
    قرمز نماد عشق است.

  • ژاپن مراسم عروسی درون ژاپن
  • در یک مراسم عروسی سنتی درون ژاپن، عروس معمولا یک کیمونوی سفید رنگ را به
    عنوان لباس عروس مـی پوشد و از یک شنل همرنگ ابریشمـی نیز استفاده مـی کند.

  • کره مراسم عروسی درون کره
  • هزاران سال هست که لباس سنتی هانبوک توسط عروس های کره ای درون مراسم های
    عروسی سنتی پوشیده مـی شود.
    طبق یک سنت باستانی، داماد حتما همسرش را روی پشتش حمل کرده و به دور مـیز حرکت کند که تا عروس
    بداند کـه شوهرش مردی قابل اطمـینان است.
    تهیـه و ترجمـه: گروه سبک زندگی نیک صالحی بخش اختصاصی نیک صالحی




    [لباس عروس های دیدنی درون عروسی های سنتی دنیـا +عکس(۱) لباس های محلی زنان کشورهای مختلف]

    نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Sun, 01 Jul 2018 05:47:00 +0000



    ترک اعتیاد هدیه تهرانی

    عوارض ترک اعتياد درون منزل - اعتیـاد

    ایسنا: ترک اعتیاد هدیه تهرانی ۴۷٫۲ درصد معتادان با روش سقوط آزاد، ترک اعتیاد هدیه تهرانی اقدام بـه ترک و درمان اعتیـاد مـی کنند کـه این روش درمانی بدون شک باعث عود اعتیـاد مـی شود.
    سعید صفاتیـان درون گفتگو با ایسنا، گفت : سقوط آزاد یـا ترک درون منزل بـه صورت کاملا غیرعلمـی و بدون نظارت پزشک ، یکی از روش های بسیـار خطرناک درمان و ترک اعتیـاد هست که عوارض روحی و جسمـی شدیدی به منظور معتاد بـه همراه دارد. ترک اعتیاد هدیه تهرانی وی با بیـان این کـه حدود ۷۰درصد معتادانی کـه با سقوط آزاد اقدام بـه ترک مـی کنند، حداکثر ۶ ماه پاک مـی مانند، خاطرنشان کرد: با توجه بـه این کـه در این روش از هیچ دارویی از جمله داروهای نگهدارنده یـا مسکن استفاده نمـی شود، خطر عود اعتیـاد بسیـار بالاست بـه طوری کـه مـی توان اعلام کرد این روش از نظر قطع وابستگی بـه مواد مخدر اصلا موفق نیست.
    مدیرکل درمان و بازپروری ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره بـه برخی عوارض جسمـی این روش درمانی بیـان کرد: قطع دفعه ای مصرف مواد مخدر، فعالیت آدرنرژیک دستگاه عصبی مرکزی مغز را بـه شدت افزایش مـی دهد و درصد بالایی از مرگ و مـیرها درون حوزه اعتیـاد مربوط بـه معتادانی هست که از طریق سقوط آزاد اقدام بـه ترک اعتیـاد مـی کنند.

    . ترک اعتیاد هدیه تهرانی




    [عوارض ترک اعتياد درون منزل - اعتیـاد ترک اعتیاد هدیه تهرانی]

    نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Mon, 18 Jun 2018 09:51:00 +0000



    قیمت بلیت های جشنواره فجر چقدر است

    طرز تهیـه شیرینی کشمشی، شیرینی پرخاطره ایرانی ها | اتاق خبر 24

    اتاق خبر 24: شیرینی کشمشی یکی از شیرینی های سنتی و پرخاطره به منظور بسیـاری از ایرانی هاست. قیمت بلیت های جشنواره فجر چقدر است شیرینی کشمشی یک شیرینی ساده و سریع هست که با امکانات موجود درون بیشتر آشپزخانـه ها قابل تهیـه مـی باشد. مواد لازم:
    آرد
    روغن
    کشمش قرمز ریز
    رنده پوست لیمو
    پودر قند
    تخم مرغ
    وانیل
    ۱ پیمانـه
    یک دوم پیمانـه
    یک دوم پیمانـه
    کمـی
    یک دوم پیمانـه
    ۱ عدد
    یک چهارم قاشق چای خوری
    طرز تهیـه:
    گام اول: ابتدا حتما روغن و پودر قند را مخلوط کنید و خوب هم بزنید که تا صاف شود. قیمت بلیت های جشنواره فجر چقدر است تخم مرغ و وانیل را هم بعد از آن حتما اضافه کنید و مجددا هم بزنید. 
    گام دوم: بعد از انجام مراحل بالا، قیمت بلیت های جشنواره فجر چقدر است نوبت اضافه آرد و کشمش است. هنگامـی کـه تمام مواد بـه خوبی با هم ترکیب شدند، مخلوط را داخل قیف بریزید و با فاصله های مساوی داخل سینی گل بزنید. مـی توانید سطح روی شیرینی کشمشی را با پودر پسته تزئین کنید. 
    گام سوم: شیرینی را حتما به مدت ۱۵ الی ۲۰ دقیقه درون فر با دمای ۳۵۰ درجه قرار دهید که تا بپزد. 
    امـیدوارم از تجربه تهیـه شیرینی کشمشی لذت ببرید.
     
    : قیمت بلیت های جشنواره فجر چقدر است




    [طرز تهیـه شیرینی کشمشی، شیرینی پرخاطره ایرانی ها | اتاق خبر 24 قیمت بلیت های جشنواره فجر چقدر است]

    نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Sat, 03 Nov 2018 22:10:00 +0000



    کاردستی بالای ده سال

    روش آسان به منظور برش فیلم با برنامـه vlcplayer

    BT بهمن ۲۵, ۱۳۹۴ ترفند ها, ترفندهای کامپیوتر, نرم افزار, گوناگون و متفرقه 5,971 نمایش

    شاید به منظور خیلی از شما پیش اومده کـه بخواین قسمتی از یک فیلم رو جدا کنید و یـا بخشی از کلیپ رو حذف کنید به منظور اینکه روش ساده ای به منظور برش فیلم هست کـه مـیتونید با برنامـه vlcplayer بـه راحتی فیلم رو کات کنید و ذخیره کنید . کاردستی بالای ده سال به منظور برش فیلم ابتدا برنامـه vlcpalyer رو اگه ندارید دانلود کنید و بعد از نصب از منوی View درون بالای تصویر Advancedcontrol و اگر منوی فارسی دارد گزینـه های پیشرفته رو فعال کنید – بعد فیلمتون رو پخش کنید از هر کجا مـیخواین فیلم رو ببرین دگمـه رکورد رو بزنید و در آخر هم همـین دگمـه رو بزنید (مثل تصویر) فیلم برش خورده درون پوشـه videos َما ذخیره مـیشـه .

    برش فیلم با vlcplayer

    برای دانلود آخرین ورژن برنامـه vlc مـیتونید اینجا دانلود کنید . کاردستی بالای ده سال vlc یکی از بهترین و محبوب ترین پلیر ها هست کـه قابلیت پخش اکثر فایل های صوتی و تصویری را دارد .

    امـیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم

    : کاردستی بالای ده سال ، کاردستی بالای ده سال




    [روش آسان به منظور برش فیلم با برنامـه vlcplayer کاردستی بالای ده سال]

    نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Fri, 09 Nov 2018 22:10:00 +0000



    تمامی مطالب این سایت به صورت اتوماتیک توسط موتورهای جستجو جمع آوری شده است
    هیچ مطلبی توسط این سایت مورد تایید نیست. لطفا محتوا رو با مسئولیت خودتان پیگیری نمایید
    در صورت وجود مطلب غیرمجاز، جهت حذف به ایمیل زیر پیام ارسال نمایید
    i.video.ir@gmail.com